فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٨٥ - رساله صدوق (٣٠٦ ـ٣٨١)
عبدالعظيم حسنى مى گويد: امام هادى(عليه السلام) پس از شنيدن اين اعترافات از من، فرمود: اى ابوالقاسم آنچه كه تو گفتى همان دين خداست كه براى بندگانش فرستاده است، تو بر همين دين، ثابت قدم باش، خدا به تو در دنيا و آخرت، ثبات قدم، عنايت بفرمايد.[١]
علماى بزرگ ما، به پيروى از اين نوع رساله ها، رساله هاى كوچك به صورت موجز در زمينه عقايد شيعه نگاشته اند، كه به برخى اشاره مى كنيم:
١. رساله صدوق (٣٠٦ ٣٨١)
مرحوم صدوق، رساله اى در بيان عقايد اماميّه دارد كه كراراً چاپ شده و علماى ما بر آن شروح و تعاليقى نوشته اند. او مى گويد: عقيده من در توحيد اين است كه خدا يكى است و مانندى ندارد. قديم است و ازلى و ابدى. شنوا و بينا و دانا و حكيم و زنده و قائم به نفس و قدرتمند، و پيراسته و بى نياز، نه جوهر است و نه جسم و نه صورت و نه عرض... تا اين كه مى گويد: خدا از تمام صفات مخلوقات خود، پيراسته مى باشد. ما در صفات او راه ميانه برگزيديم كه نه به ابطال برسد و نه به تشبيه. خداوند منّان چيزى است، اما نه مانند اين چيزها، او همانطور كه قرآن مى فرمايد: احد و صمد است، نزاييده تا كسى از او ارث ببرد و زاييده نشده تا براى او شريكى باشد، نه مثل دارد و نه ضدّ و براى او شريكى نيست، ديدگان او را درك نمى كند، ولى او ديده ها را درك مى كند، خواب و خواب آلودگى بر او راه ندارد، او آگاه به امور دقيق، و داناى همه مسائل است، آفريننده همه چيز است. خدايى جز او نيست. آفريدن و فرمانروايى از آن
[١] التوحيد، باب١٨، شماره٣٧.